X
تبلیغات
شیمی دنیای شگفتی

كنترل كننده هاي برنامه پذيرProgrammable Logic Controller) PLC)

1-3 مقدمه

PLCاز عبارت Programmable Logic Controller به معناي كنترل كننده قابل برنامه ريزي گرفته شده است.PLC كنترل كننده اي است نرم افزاري كه در قسمت ورودي، اطلاعات را بصورت باينري دريافت و آنها را طبق برنامه اي كه در حافظه اش ذخيره شده پردازش مي نمايد و نتيجه عمليات را نيز از قسمت خروجي به صورت فرمانهايي به گيرنده ها و اجرا كننده هاي فرمان ، ارسال مي كند.

وظيفه PLCقبلا بر عهده مدارهاي فرمان رله اي بود كه استفاده ازآنها در محيط هاي صنعتي جديد منسوخ گرديده است.اولين اشكالي كه در اين مدارها ظاهر مي شودآن است كه با افزايش تعداد رله ها حجم و وزن مدار فرمان بسيار بزرگ شده، همچنين موجب افزايش قيمت آن مي گردد . براي رفع اين اشكال مدارهاي فرمان الكترونيكي ساخته شد ، ولي با وجود اين هنگامي كه تغييري در روند يا عملكرد ماشين صورت مي گيرد لازم است تغييرات بسياري در سخت افزار سيستم كنترل داده شود .

با استفاده از PLC تغيير در روند يا عملكرد ماشين به آساني صورت مي پذيرد، زيرا ديگر لازم نيست سيم كشي ها و سخت افزار سيستم كنترل تغيير كند و تنها كافي است چند سطر برنامه نوشت و به PLCارسال كرد تا كنترل مورد نظر تحقق يابد.

PLC ها سخت افزاري شبيه كامپيوتر دارند، البته با ويژگيهاي خاصي كه مناسب كنترل صنعتي است:

• در مقابل نويز حفاظت شده اند

• ساختار مدولار دارند كه تعويض بخشهاي مختلف آنرا ساده مي سازد

• اتصالات ورودي- خروجي وسطوح سيگنال استاندارد دارند

• زبان برنامه نويسي آنها ساده و سطح بالاست

• تغيير برنامه در هنگام كارآسان است.

2-3 مقايسه سيستمهاي كنترلي مختلف

به طور كلي چهار سيستم كنترلي وجود دارد:

1.سيستمهاي رله اي از قديمي ترين سيستم كنترلي هستند. در اين سيستمها كليه عمليات كنترلي با استفاده از رله ها انجام مي پذيرد.

2.سيستمهاي كنترلي مبني بر مدارهاي منطقي. در اين سيستم ها از دروازه هاي منطقي و تراشه هاي كوچك براي پياده سازي عمليات منطقي استفاده مي شود.

3.كنترل با كامپيو تر شخصي

4.كنترل مبني بر PLC.

در جدول زير انواع سيستمهاي كنترل كننده از جنبه هاي مختلف مقايه شده اند

برخي از معايب يا توجهات خاص در بكارگيري سيستمهاي PLC

1.كاربردهايي با برنامه ثابت: شايد استفاده از PLC كه قابليت هاي برنامه ريزي زيادي دارد،در صورت نياز نداشتن به آنهامقرون بصرفه نباشد مانند كنترل كننده هاي غلتكي/دنبالگر.برخي از سازندگان تجهيزات براي كاهش هزينه ها، هنوز از سيستمهاي غلتكي مكانيكي استفاده مي كنند.تغيير كارها غلتك ها بندرت تغيير مي كند بنابراين قابليت تغيير برنامه ريزي PLCها در اينجا جندان اهميت ندارد

2.ملاحظات محل كار: برخي پارامترهاي محيط مانند: دماي بالا،ارتعاشات، تداخلات الكترو مغناطيسي ، عواملي هستند كه كاربرد PLCها را محدود مي كنند.

3.عملكرد ايمن در برابر اشتباه : در سيستمهاي رله اي فشردن كليد توقف، برق مدار را قطع مي كند و همينطور قطع منبع برق، باعث خاموش شدن سيستم مي شود. بعلاوه سيستهاي رله اي هنگام وصل مجدد برق بطور خودكار روشن نمي شوند. البته اين موضوع از طريق برنامه نويسي در مورد PLC نيز قابل اعمال است. اما در بعضي از برنامه هاي PLCممكن است براي متوقف ساختن يك وسيله نياز به اعمال ولتاژ ورودي باشد ، اين گونه سيستمهادر مقابل اشتباه ايمن نيستندالبته اين نقص با افزودن رله هاي حفاظتي به سيستم PLC رفع مي شود.

4.عملكرد مدار ثابت: اگر سيستم مورد نظر هرگز نياز به تغيير نداشته باشد ، يك سيستم كنترل ثابت (مانند غلتك مكانيكي) هزينه كمتري نسبت به PLCخواهد داشت. PLC ها در جاييكه بطور دوره ايي در عمليات تغيير ايجاد مي شود، از كارايي بيشتري بر خوردارند.

برخي ازشركت هاي سازنده PLC:

Siemens, AEG, Smar, ABB, Allen Bradly, Bosch, General Electric, Mitsubishi…

3-3 سخت افزار PLC

قسمتهاي تشكيل دهنده يك سيستم PLCبه صورت زير تقسيم مي شود(شكل1-3)

• واحد منبع تغذيه PS(Power Supply)

• واحد پردازش مركزي CPU

• حافظه

• ماژولهاي ورودي

• ماژولهاي خروجي

• ماژولهاي تغيير شكل سيگنال

• ماژول ارتباط پروسسوري (Communication Processor(CP))

• ماژول رابط (Interface Module(IM))

• بدنه و قفسه ها (Racks and Chassis)

 

 

شكل 1-3:قسمتهاي يك PLC


ادامه مطلب
[ جمعه 17 خرداد1392 ] [ 10:38 قبل از ظهر ] [ وحید ]
 

نیروی کشش سطحی ومشکلات پیرامون آن در صنایع دستکش سازی-کاندوم-بادکنک-لوازم پزشکی لاستیکی و....بحثی است که عملا ضایعاتزیادی را ایجاد میکند.(در اینجا صنایعی مورد بحث است که با لاتکس NRسروکار دارند)قالبها(فورمرهاformers )قبل از ورود به شيرابه لاتكس بايد توسط فيلمي از مواد منعقد كننده(حاوي يون آزاد كلسيم -منيزيم ويا هيدروژن اسيدي) شيرابه لاستيكي بصورت يكنواخت پوشيده شوند.تا لايه لاستيكي منعقد شده بر رويقالب يكنواخت وسالم باشد.اما متاسفانه با نگاهي كارشناسانه به اغلب محصولات داخلي ميبينيم كه مشكل عدم تشكيل لايه يكنواخت در محصولاتي نظير دستكشهاي ظرفشويي وصنعتيلاستيكي وجود دارد.يك آزمايش ساده ميتواند تا حد زيادي اين موضوع را روشنسازد.يك تكه شيشه تميز فاقد لك وچربي را بر روي يك سطح صاف قرار دهيد.حالا يك قطره آب را بر روي شيشه با نوك انگشت بنشانيد.خواهيد ديد كه قطره به صورت يك گنبد كوچك بر روي شيشه قرار خواهد گرفت ويك نيم دايره تشكيل ميدهد.بلهمولكولهاي سطحي آب همديگر را با نيرويي خارق العاده نگه ميدارند به طوري كه ديواري گنبدي شكل بر روي سايرمولكولهاي داخلي تشكيل ميدهند.(اعجاز پيوند هيدروژني آب)مثال ديگر همان است كه در دوره تحصيل آزمايش ميكرديموآن قرار دادن يك سوزن بر روي سطح آب بود كه با توجهبه چگالي خيلي بالاتر فلز نسبت به آب اما نيروي كششسطحي مانع فرو رفتن سوزن درون آب (غير متلاطم)ميشد.اما اگر شما همين آزمايشها را بوسيله استون ويا اتانول انجام دهيد چنين نتايجي حاصل نميشود.حالا به صنعت بازميگرديم:وقتي كه قالبها درون حوضچه مواد انعقادي كه معمولا حاوي ۳۰ در صد نيترات كلسيم وياكلريد كلسيم و۷۰ درصد آب است وارد ميشوند تا يك فيلم يكنواخت از اين محلول روي آنها قرار گيرد با اين خاصيت آب مواجه ميشوند كه هنگام خروج قالب از محلول منعقد ساز مولكولهاي پاييني بالاتري ها را به پايين ميكشند واجازه تثبيت آنها را بر روي قالب نميدهند.وميبينيم كه بافيلم ناقص وغير يكنواخت ودر بسياري موارد با عدم تشكيل فيلم بر روي قالب مواجه ميشويم وضايعات غير قابل بازگشت وبسته بندي حاصل ميگردد.در كشورهاي پيشرفته تر آنجايي كه قيمت موادي نظير استون-اتانول پايينتر است ودسترسي ساده تر: حتي الامكان از آب در محلولهاي انعقادي بسيار كم ويا اصلا استفاده نميكنند.ولي در ايران سورفكتانتها بيشترين كمك را به اين صنعت انجام ميدهند.سورفكتانتها عوامل فعال سطح هستند اين ترجمه شايد زياد مشخص نباشد(surface active agent)اما با توضيحاتي كه خواهيم داد موضوع روشن ميشود.سورفكتانتها موارد كاربرد متعدد ومتمايزي دارند وبنا بر كاربرد صنعتي آنها ميتوان از گروههاي خاصي استفاده نمود.آنها ميتوانند خواص كشش سطحي مايعات را تغيير دهند.بنا به نياز ما كاهش ويا افزايش.در مورد اخير كه مسئله پيرامون آب وكشش سطحي بالاي آن است سورفكتانتهايي به كار ما مي آيند كه بتواننداين خاصيت كشش سطحي آب را كاهش دهند.ومتعاقب آن فيلم منعقد ساز بطور يكنواخت بتواند بر سطح قالب گسترده وتثبيت گردد.چه موادي ميتوانند سورفكتانتهاي مناسبي براي ما باشند(در شرايط فوق)؟؟؟؟؟استون-متانول-اتانول .....وبرخي از الكلهاي بلند زنجير خطي محلول در آب و....كه بنده به آنها علم ندارم.ميتوانند تا حدي از كشش سطحي آب كم كنند در اين ميانالكلهاي بلند زنجير بهتر از بقيه عمل ميكنند .استفاده از دي وتري اتانول آمينها نيز خالي از لطف نيست.گليسيرين هم خواص چند منظوره اي ميتواند ايجاد كند(عامل تر كننده wetting agent)نمكهاي سديم وپتاسيم سولفونيك اسيدها نيز بدون تاثير نيستند.اما در اين ميان يك سورفكتانت خوب به نام صنعتي LW كه الكلي بلند زنجير است در اين صنعت نقش بسزايي ايفا مينمايد.اين الكل جامد بوده وبصورت پرك وچرب مانند است در آب گرم براحتي ودر آب سرد با هم زدن زياد حل ميشود شبيه به استئاريك اسيد بوده اما روغني نميباشد.با ورود حدود ۱ درصد وزني از اين الكل درون حوضچه انعقادي كشش سطحي محلول تا حد قابل قبولي پايين ميايد بطوريكه ضايعات صددرصد را از ميان برداشته وتنها از ديد تخصصي ميتوان ضايعات كار را بررسي نمود.استفاده همزمان از ساير سورفكتانتهاي نامبرده شده خالي از لطف نخواهد بود فقط متذكر ميشوم كه در مصرف اين سورفكتانت افراط نشود چون ممكن است خواص نا مطلوبي از خود بروز دهد.پس يك فرمول خوب براي حوضچه انعقادي شامل۱ـ نمك حاوي يون كلسيم۲ ـ آب۳ـ الدبليو ۴ـگليسيرين ۵ـ اسيد جهت القائ بار مثبت بيشتر روي فورمر و ۶ـ تا اينجا كافي است باقي جزء ريزه كاريهاست

[ سه شنبه 21 آذر1391 ] [ 4:56 قبل از ظهر ] [ وحید ]
پركن ها(fillers)

فيلرها(پركن ها)موادي هستند كه به پليمرها به چندين دليل افزوده ميشوند.فيلرها غالبا" ساختاري غير پليمري دارند(البته كم نيستند مواردي كه يك پليمر نقشفيلر را براي پليمر ديگر بازي ميكند)با ورود فيلر به ساختار پليمرها خواص جديدي در رفتار فيزيكي و شيميايي آنها بروز ميكند.(physical&chemical properties)همچنين توجه به صرفه اقتصادي و كاهش قيمت تمام شده محصول يكي ديگر از علل اصلي استفاده از فيلر ها ميباشد.( economical profit)قبل از آنكه در مورد ساختار شيميايي پركن هاي مناسب صحبت كنيم بهتر استكمي در مورد فيزيك اين مواد بحث شود.خواص فيزيكي مناسب فيلرها

(the best physical properties of fillers)  

 ۱ـاندازه ذرات(particle size)

ذرات پر كني كه قرار است در بين شبكه ها وزنجير هاي پليمر مستقر شوند بايدآنقدر كوچك باشند كه بتوانند بدون آسيب رساندن به زنجيره و شبكه اصلي فواصل خالي بين آنها را پر كنند.بطور مثال ورود 10 درصد وزني فيلر كربنات كلسيم به اندازه ذرات 30 ميكرون ميتواند 40_50 درصد ازخواص TSوEL لاستیک طبیعی کم کند. یعنی.يعني مقاومت كششي و درصد افزايش طول را در محصول 40 تا 50 درصد كاهش ميدهد.

(TS=tensile strength && EL= elongation)

اما ورود 30 درصد كربنات كلسيم با اندازه ذرات <<1 ميكرون نه تنها اين خواص را كاهش نميدهد بلكه از نظر اقتصادي بسيار به صرفه ميباشد.متاسفانه تكنولوژي توليد ذرات با اندازه زير يك ميكرون بصورت صنعتي در ايرانوجود ندارد وتنها در مقياسهاي آزمايشگاهي و محدود توليد ميشود.اما چندين دهه پيش اين تكنولوژي در كشورهاي پيشرفته رواج يافته است.آسياب كردن ذرات تا اندازه هاي نزديك به نانومتر (يك ميلياردم متر)روشهايمتنوعي دارد.با توجه به ساختار شيميايي و فيزيكي مواد ميتوان از روشهاي شيميايييا فيزيكي ويا تركيبي استفاده نمود


ادامه مطلب
[ سه شنبه 21 آذر1391 ] [ 4:48 قبل از ظهر ] [ وحید ]
در متون پیش خواندیم که در صنایع دیپینگ(فرو روی) قالبها قبل از ورود به مخزن شیرابه لاستیکی به مخزنی که حاوی مواد منعقد کننده بود وارد میشدند تا با برداشتن وجذب یک لایه نازک ازمواد منعقد کننده بر روی خود زمینه را برای جذب لایه ای از لاستیک آماده کنند.

پیش تر گفتیم وزن لایه لاستیک جذب شده بر روی قالبها به عوامل مختلفی که از جمله آنها غلظت محلول منعقد ساز است بستگی دارد.

برای کنترل وزن قطعات لاستیکی یکی از راههای ساده تنظیم درصد ماده منعقد ساز در محلول کواگولانت میباشد .

معمولا ماده منعقد ساز ترکیبی است که حاوی یونهای آزاد کلسیم یا منیزیم یا باریم یا هیدروژن اسیدی ویا ترکیبی از این یونهاست.

کلرید کلسیم-کلرید منیزیم-نیترات کلسیم-نیترات منیزیم-کلرید ونیترات باریم-اسید استیک و............ نمونه های معروفی از کواگولانت(منعقد ساز)هستند.

عکسی از مخزن شیرابه لاستیکی

در این فصل هدف ما بیان نکته ای از نکاتی کاربردی است که سالها برای رسیدن به آنها تلاش وکوشش کرده ایم وآن نقش کیفی کواگولانت در کیفیت محصولات لاتکسی میباشد.

قبلا اشاره کردیم که یکنواخت نشستن محلول کواگولانت بر روی قالب در کیفیت محصول بسیار نقش دارد بطوریکه عدم یکنواختی لایه منعقد ساز بر روی قالب منجر به بروز ضایعاتی میشود که اصطلاحا به آنها سا لک میگوییم.

ترک دره بین انگشتها در دستکش سازی-نازک شدن محصولات در قسمتهای مختلف-ابرو بادی شدن لایه ها –پارگی زود هنگام قطعات حین مصرف و ... از عواقب عدم کنترل کیفی وکمی کواگولانت میباشد.

گفتیم که استفاده از حلال مناسب ونیز سورفکتانت های مفید و مرطوب کننده های صنعتی واستابیلیزرهای توانمند دست به دست هم زمینه را برای ساخت فرمو لاسیون مناسبی برای محلول منعقد ساز فراهم میکنند.

یکی دیگر از نکاتی که حین تولید کمتر به آن توجه میشود فاصله کوتاه زمانی است که قالبها از حوضچه کواگولانت به حوضچه شیرابه( گیاشیر) وارد میشوند.

عدم خشک شدن کامل لایه منعقد ساز بر روی قالب در حین ورود به حوضچه شیرابه باعث بروز ضایعات جبران ناپذیری حین فرایند تولید و حین مصرف محصول میگردد.

به دلیل انحصاری بودن اطلاعات این وبلاگ مکانیزم های بروز این ضایعات در اینجا ذکر نمیگردند تا نویسندگان سندی دال بر مالکیت علمی خود داشته باشند.

[ سه شنبه 21 آذر1391 ] [ 4:42 قبل از ظهر ] [ وحید ]
 

 برای تولید کالاهای دیپ شده لاتکسی با کاربردهای خاص استفاده از لاتکس با ویژگیهای خوب و مناسب ضروری است. برای ساخت قطعات لاتکسی ابتدا لاتکس تبدیل به آمیزه ای می شود که توانایی تشکیل فیلم مناسب و قابل ولکانیزاسیون روی قالب مطلوب را داشته باشد. برای تهیه آمیره با لاتکس کلروپرنی از افزودنیهایی چون پایدار کننده، مواد پخت و منعقد کننده استفاده می گردد. در این مقاله برای تولید دستکش ضد اسید به بررسی انواع لاتکس کلروپرن و انتخاب بهترین نوع آن ، تعیین روش فرایند مناسب ، آماده سازی آمیزه در اشل آزمایشگاهی و خط تولید و در نهایت تولید این نوع دستکش و اخذ خواص از آن پرداخته شده است.

 

 

تولید کالا های دیپ شده لاتکسی در بسیاری از کشور های جهان مورد توجه قرار گرفته است.

 

علت این توجه را می توان در فرایند آسان با دستگاه های ساده ، ظرفیت پائین سرمایه گذاری در این زمینه نسبت به تولید قطعات با لاستیک جامد و صرفه جوئی در نیرو و زمان فرایند عنوان کرد.محصولات لاتکسی تهیه شده توسط فرایند دیپ شامل دستکش های صنعتی ، خانگی ،پزشکی و جراحی ،بادکنک های هواشناسی ، اسباب بازی و وسایل جراحی و غیره می باشد .

 

اولین گام جهت تولید محصولات لاتکسی شناخت انواع لاتکس ، انتخاب لاتکس و روش فرایند تولید آن می باشد.

لاتکس بر اساس منبع تهیه به 4 دسته طبیعی ، سنتزی ، مصنوعی و اصلاح شده تقسیم می گردد که عبارتند از :

-    لاتکس طبیعی نتیجه متابولیسم طبیعی در درخت و گیاه می باشد .

 

-   لاتکس سنتزی از فرایند پلیمریزاسیون امولسیونی منومر های مختلف بدست می اید مانند لاتکس کوپلیمر استایرن- بوتادین ، پلی کلروپرن ، پلی وینیل استات و . . .

 

-  لاتکس مصنوعی از پخش توده پلیمر در یک سیال آبی بدست میاید مانند لاستیک ریکلیم شده ی پخش شده و یا الاستومر بوتیل پخش شده.

 

-    لاتکس اصلاح شده از اصلاح ( معمولا شیمیایی ) انواع لاتکس بدست می اید.

 

   روش های دیگری نیز برای طبقه بندی لاتکس وجود دارد ازجمله طبقه بندی لاتکس بر مبنای ساختمان شیمیایی پلیمر یا کوپلیمر های سازنده و یا بر مبنای ساختمان فیزیکی پلیمر ها که در روش اخیر ، لاتکس به دو دسته لاتکس های لاستیکی و لاتکس های رزینی تقسیم میگردد .

 

تعریف لاتکس:

 

لاتکس را به ساده ترین شکل می توان به عنوان یک سیستم کلوئیدی و دو فازی متشکل از یک فاز جامد پراکنده در یک فاز مایع یا محیط پراکندگی تعریف نمود .

 

فاز مایع یا محیط پراکندگی را فاز پیوسته و یا فاز آبکی می نامند، هم فاز مایع و هم سیال آبکی که هنگام منعقد شدن لاتکس از آن به بیرون می تراود ، محلول های رقیق آبی می باشند که ممکن است تا اندازه ای در ترکیب شیمیایی با هم اختلاف داشته باشند.

 

فاز پراکندگی را فاز ناپیوسته یا گسسته نیز می نامند که شامل واحد های پلیمری عمدتا در ph بازی و بار الکتریکی منفی است .قطر ذرات کمتر از 5 میکرون است و در محیط مایع مرتبا تکرار می شود.این واحد های پلیمری اغلب دارای شکل هندسی  نامتقارن می باشد.

 

پایداری ذرات پلیمری لاتکس در فاز مایع به حضور موادی با سطح فعال مانند امولسیفایر ها و لایه ای از آب روی سطح ذره پلیمری مربوط می گردد. این لایه آبی باعث می شود که ذرات پلیمری آزادانه در فاز مایع حرکت کنند.بدین ترتیب سیستم دوفازی پایدار می ماند. علت جذب لایه آبی روی سطح ذرات پلیمری در لاتکس های طبیعی و سنتزی متفاوت است.در لاتکس طبیعی سطح خارجی پلیمر توسط یک لایه چربی و یک لایه پروتئینی احاطه شده است . لایه پروتئینی موجود در پلیمر قابل حل در سرم لاتکس می باشد و با تغییر PH فاز مایع یونیزه می شود.این یونیزاسیون بار روی پلیمر را تعیین می کند . به علت وجود این بار بر روی پلیمر جذب شدن ملکول های دوقطبی آب در اطراف آن لایه آبیس اطراف ذرات پلیمری در لاتکس طبیعی ایجاد می شود .


ادامه مطلب
[ جمعه 3 تیر1390 ] [ 6:46 بعد از ظهر ] [ وحید ]

روش کار تهیه صابون :
10 گرم از یک روغن یا چربی را در یک بالن 250 میلی لیتری بریزید و به آن محلول سود که از حل کردن 10 گرم سود یا پتاس در داخل 36 میلی لیتر محلول 50 درصد ، آب و اتانول 95 درصد حاصل شده است ، اضافه نمائید . با استفاده از یک مبرد عمودی مخلوط را حدود 30 دقیقه روی چراغ گاز با شعله ملایم رفلاکس یا بازروانی کنید . پایان واکنش وقتی است که در محلول روغن مشاهده نشود . سپس الکل را تقطیر کنید و مقطر حاصل را به ظرف مخصوصی منتقل نمائید و به مسئول آزمایشگاه تحویل دهید . باقیمانده ؛ صابون ، گلیسرین و مقداری قلیا و الکل است . اکنون 50 گرم سدیم کلرید را در 150 میلی لیتر آب حل نموده و آن را سرد کنید و مخلوط حاصل از واکنش را به سرعت در آن بریزید و مخلوط را برای چند دقیقه به هم بزنید و سپس در حمام یخ قرار دهید . مخلوط باید به دمای معمولی برسد . پس از مدتی صابون جدا می شود . صابون را به وسیله صاف کردن از محلول جدا نمائید و دو بار با آب سرد بشویید و در معرض هوا قرار دهید تا خشک شود .
در تهیه صابون به طریق صنعتی ، گلیسرول را به عنوان یک محصول جانبی با ارزش جدا می کنند .
[ جمعه 3 تیر1390 ] [ 5:34 بعد از ظهر ] [ وحید ]
    لکه بر اجاق گاز:

    محلول براي پاک کردن چراغهاي خوراک پزي
    کاستيک سودا( سود سوزآور) 12 قسمت
    سيليکات سديم 12 قسمت
    تري سديم فسفات 5 قسمت
    سدا (کريستال) 50 قسمت
    اين مواد را به صورت پودر درآورده مخلوط کنيد و ‌آب اضافه نمائيد و بهم بزنيد تا به صورت خمير در آيد

    لکه بر سرامیک های بهداشتی:


    پودر براي پاک کردن لوازم بهداشتي
    کربنات سديم 16 قسمت کاستيک سودا(سود سوزآور) 3 قسمت
    مقداري از اين مخلوط را در روي سراميك بهداشتي بريزيد و پس از چند ساعت آب بريزيد و با برس تميز کنيد
    لکه بر مصارف خانگی:
    فرمول شماره يک
    صابون زرد معمولي 40 گرم محلول قوي آمونياک 8/1 ليتر
    آب مقطر 6 ليتر

    فرمول شماره دو
    صابون مايع 13 گرم محلول قوي آمونياک 270 ميلي ليتر
    آب آهک 6 گرم آب 6/0 ليتر
    آب تا مجموع برسد به يک ليتر

    فرمول شماره سه
    کربنات پتاسيم 5/3 گرم صابون مايع 5/0 گرم
    محلول قوي آمونياک 150 گرم آب مقطر 450 گرم

    فرمول شماره چهار
    محلول قوي آمونياک 180 ميلي ليتر اسيد اولئيک 30ميلي ليتر
    الکل 30 ميلي ليتر آب 60 ميلي ليتر

ادامه مطلب
[ جمعه 27 خرداد1390 ] [ 9:58 بعد از ظهر ] [ وحید ]

صابون از نمکهای سدیم یا پتاسیم اسیدهای چرب گوناگون تشکیل شده است. 


عمل هیدرولیز چربی یا روغن را اصطلاحا صابونی کردن مینامند. برای این کار، چربی (a) را با محلول سود حرارت میدهند. در نتیجه گلیسرین (b) و مخلوطی از نمک سدیم اسیدهای چرب (c) مطابق واکنش زیر حاصل میشود:

چربیها و روغنهای طبیعی استر اسیدهای آلیفاتیک یک ظرفیتی با تعداد اتمهای کربن زوج و گلیسرین میباشند که آنها را گلیسرید نیز مینامند. چربیها و روغنها به طور کلی دارای ساختمان (a) میباشند. چربیها جامد و روغنها مایع میباشند. نقطه ذوب چربیها بالاتر از نقطه ذوب روغنها است. این اختلاف بستگی به نوع و مقدار اسید مربوطه دارد. هرچه مقدار اسیدهای اشباع نشده در ساختمان یک چربی بیشتر باشد، نقطه ذوب پایین تری دارد. اگر چربی تنها از اسیدهای اشباع شده تشکیل شده باشد مانند پیه گوسفند و غیره نقطه ذوب بالا خواهد داشت.
روغنهای نباتی مانند روغن زیتون، خرما، نارگیل و کرچک علاوه بر این که دارای اسیدهای چرب (اولئیک، استئاریک و پالمیتیک) هستند، اسیدهای اشباع نشده با چند پیوند دوگانه مانند اسید لینولئیک به فرمول زیر نیز در ساختمان آنها شرکت میکنند.


مکانیزم عمل هیدرولیز استر را در محیط بازی میتوان به صورت زیر نوشت:


ابتدا یون هیدروکسید به عنوان نوکلئوفیل (هسته دوست) به کربن گروه کربنیل حمله کرده، پس از خارج شدن یک مولکول الکل، انیون اسید به صورت هیبرید رزونانس فوق، پایدار میگردد.

مواد اولیه صابون
پیه ، ماده چرب اصلی در صابون‌سازی است. مقدار پیه مصرفی ، حدود سه‌چهارم کل روغن‌ها و چربی‌های مصرفی صنایع صابون‌سازی است و مخلوطی است از گلیسریدهایی که از آب کردن چربی جامد با بخار بدست می‌آید. این چربی جامد با بخار ، گوارش می‌شود و پیه روی آب تشکیل می‌گردد، بطوری که به راحتی می‌توان آنرا از روی آب جمع آوری کرد.

بمنظور افزایش انحلال‌پذیری صابون پیه را معمولا در داخل ظرف صابون‌سازی یا ظرف آبکافت با روغن نارگیل مخلوط می‌کنند. روغن دنبه (حدود 20 درصد) دومین ماده اولیه مهم در صابون‌سازی است. این روغن که منبع مهمی از گلیسریدهای چرب است، از حیوانات کوچک اهلی بدست می‌آید. تصفیه روغن از طریق آب کردن با بخار یا استخراج با حلال انجام می‌گیرد و اغلب بدون اختلاط با سایر چربی‌ها مخلوط می‌شود


تهیه صابون
عمل هیدرولیز چربی یا روغن را اصطلاحا صابونی کردن مینامند. برای این کار، چربی (a) را با محلول سود حرارت میدهند. در نتیجه گلیسرین (b) و مخلوطی از نمک سدیم اسیدهای چرب (c) مطابق واکنش زیر حاصل میشود:



مولکولهای صابون د ارای یک انتهای قطبی است که در آب حل می شود و انتهای دیگر آن یک دنباله طویل هیدروکربن است که در روغن محلول است واین عامل باعث میشود تا مثل یک واسطه چربیها را در آب حل کند.

ابتدا یون هیدروکسید به عنوان نوکلئوفیل (هسته دوست) به کربن گروه کربنیل حمله کرده، پس از خارج شدن یک مولکول الکل، انیون اسید به صورت هیبرید رزونانس فوق، پایدار میگردد.



عمل هیدرولیز چربی یا روغن را اصطلاحا صابونی کردن مینامند. برای این کار، چربی (a) را با محلول سود حرارت میدهند. در نتیجه گلیسرین (b) و مخلوطی از نمک سدیم اسیدهای چرب (c) مطابق واکنش زیر حاصل میشود:

چربیها و روغنهای طبیعی استر اسیدهای آلیفاتیک یک ظرفیتی با تعداد اتمهای کربن زوج و گلیسرین میباشند که آنها را گلیسرید نیز مینامند. چربیها و روغنها به طور کلی دارای ساختمان (a) میباشند. چربیها جامد و روغنها مایع میباشند. نقطه ذوب چربیها بالاتر از نقطه ذوب روغنها است. این اختلاف بستگی به نوع و مقدار اسید مربوطه دارد. هرچه مقدار اسیدهای اشباع نشده در ساختمان یک چربی بیشتر باشد، نقطه ذوب پایین تری دارد. اگر چربی تنها از اسیدهای اشباع شده تشکیل شده باشد مانند پیه گوسفند و غیره نقطه ذوب بالا خواهد داشت.

روغنهای نباتی مانند روغن زیتون، خرما، نارگیل و کرچک علاوه بر این که دارای اسیدهای چرب (اولئیک، استئاریک و پالمیتیک) هستند، اسیدهای اشباع نشده با چند پیوند دوگانه مانند اسید لینولئیک به فرمول زیر نیز در ساختمان آنها شرکت میکنند.

مولكولهای صابون د ارای یك انتهای قطبی است كه در آب حل می شود و انتهای دیگر آن یك دنباله طویل هیدروكربن است كه در روغن محلول است واین عامل باعث میشود تا مثل یك واسطه چربیها را در آب حل كند.

ابتدا یون هیدروکسید به عنوان نوکلئوفیل (هسته دوست) به کربن گروه کربنیل حمله کرده، پس از خارج شدن یک مولکول الکل، انیون اسید به صورت هیبرید رزونانس فوق، پایدار میگردد.

 


ادامه مطلب
[ جمعه 27 خرداد1390 ] [ 9:32 بعد از ظهر ] [ وحید ]

اسید های چرب اولئیک

   
   

  

 

توضيح فارسي:

مشخصات اسید چرب اولئیک بدین صورت می باشد:

 

Chemical Specs:

 

 

Titer C°

16-13 Titer C°

ACID Value

200-195

SAP. Value

200-196

Iodine Value

115-110

Colour Lov 5 ¼ "

1.2R-10Y

M.W

281

[ جمعه 27 خرداد1390 ] [ 9:11 بعد از ظهر ] [ وحید ]
 

General

    Synonyms: TMTD, tetramethyl thiuram disulfide, fernacol, thiuram, tetramethylenethiuram disulfide, tetramethylthioperoxydicarbonicdiamine, tetramethylthirium disulfide, bis(dimethylthiocarbamyl)disulfide, tetramethylthiuram disulfide, bis(dimethylthiocarbamoyl)Disulfide, tetramethylthioperoxydicarbonic diamide, tetramethyl thiouram disulfide, thioperoxydicarbonic diamide, tetramethyl-; alpha,alpha'-dithiobis(dimethylthio)formamide, N,N'-(dithiodicarbonothioyl)bis(N-methylmethanamine), tetramethylthiuram bisulfide, 1,1'-dithiobis(N,N-dimethylthioformamide), accelerator thiuram, bis((dimethylamino)carbonothioyl) disulfide, methyl thiram, methyl thiuramdisulfide, tetramethyldiurane sulfite, tetramethylenethiuram disulfide, tetramethylthiocarbamoyldisulfide, tetramethylthiuram, N,N-tetramethylthiuram disulfide, N,N,N',N'-tetramethylthiuram disulfide, tetramethylthiuran disulfide, tetrathiuram disulfide, Tetramethylthioperoxydicarbonic diamide, numerous trade names
    Molecular formula: C6H12N2S4
    CAS No: 137-26-8
    EINECS No: 205-286-2
    Annex I Index No: 006-005-00-4

Physical data

    Appearance: colourless or cream powder or crystals with an unpleasant smell
    Melting point: 155 - 156 C
    Boiling point: 129 C at 20 mm Hg
    Vapour density:
    Vapour pressure:
    Density (g cm-3): 1.43
    Flash point:
    Explosion limits:
    Autoignition temperature:

Stability

    Stable. Incompatible with acids, reducing agents and oxidizing agents.

Toxicology

    Toxic by inhalation, through skin contact or if swallowed. Skin, eye and respiratory irritant. Possible mutagen. Possible teratogen. May cause damage to CNS. May cause sensitization.

    Toxicity data
    (The meaning of any abbreviations which appear in this section is given here.)
    ORL-RAT LD50 560 mg kg-1
    SKN-RBT LD50 > 5000 mg kg-1

    Risk phrases
    (The meaning of any risk phrases which appear in this section is given here.)
    R23 R24 R25 R36 R37 R40 R43 R50 R53.

    Hazard statements
    H302 H315 H317 H319 H332 H373 H410.

Environmental information

    Very toxic to aquatic organisms - may cause long-term environmental damage.

Transport information

    (The meaning of any UN hazard codes which appear in this section is given here.)
    UN No 4033. Hazard class 9. Packing group III.

Personal protection

    Safety glasses, gloves, adequate ventilation.

    Safety phrases
    (The meaning of any safety phrases which appear in this section is given here.)
    S2 S26 S36 S37 S60 S61.

[ جمعه 20 خرداد1390 ] [ 7:36 بعد از ظهر ] [ وحید ]
مسئله اصلي در بررسي يک ژن خاص مشکل هدف گيري آن در يک ژنوم پيچيده که ممکن است بيش از صد هزار ژن داشته باشد است. بسياري از روشها در ژنتيک ملکولي به اين مشکل فائق آمده اند. تکنيکPCR در اواسط دههِ ۱۹۸۰ در دپارتمان ژنتيک انساني بوسيلهِKaru Mullis ابداع و براي تکثير ژن کم خوني داسي شکل و بتاگلوبين انساني مورد استفاده قرار گرفتSaiki(۱۹۸۵) از پژوهشگران شرکت مهندسي ستوساشکالات موجود را رفع کرد وروش متداول کنوني را ابداع نمود.

حقوق تجاري اين اختراع اينک به شرکت هافمن - روچت تعلق داردKaru Mullis در سال ۱۹۹۳ موفق به کسب جايزهِ نوبل شيمي گرديد. واکنش زنجيرهِ پلي مراز يک روش آزمايشگاهي است که به منظور توليد انبوه قطعه خاص و انتخابي ازDNA به کار مي رود. واکنش مبتني بر تکثير آنزيمي قطعه اي ازDNA است که با استفاد از دو آغازگر چند نوکلئوتيدي که مکمل پايانهِ َ۵ هر دو رشته مورد نظر هستند، صورت مي گيرد تا کپي شدن الگوي DNA توسط آنزيم پليمراز امکان پذير شود در سال ۱۹۸۵ تنها سه مقاله علمي در زمينهPCR گزارش شده بود. پنج سال بعد از آن اين روش در هزاران آزمايشگاه استفاده گرديد و تاکنون هزاران مقاله و دهها کتاب مستقل به اين موضوع اختصاص داده شده است به گونه اي که دانشگاه آکسفوردحتي مجله اي به نامPCR منتشر مي سازد .

به عقيده بيولوژيستهاPCRوسيله اي است که سوزني را در کوهي از کاه پيدا مي کند.PCR از نظر اصولي عملي تشابه زيادي به همانند سازيDNA دارد و در واقع برگرفته از آن است بطورکلي دو فرق بينPCR و همانندسازي وجود دارد: همانند سازي در بدن در دمايc ۳۷با آنزيم DNA پلي مراز و آنزيمهاي ديگر صورت مي گيرد درPCRبه علت نياز به درجه حرارت بالا جهت واسرشت شدن از آنزيم مقاوم به حرارت همانندTaqاستفاده مي شود و به جاي ساير آنزيمها ازتغييرات درجه حرارت استفاده مي شود.

● مقايسه تکثير ژن از طريق کلونينگ باPCR

▪ در کلونينگ هفته ها يا ماهها وقت براي تکثير قطعهDNA لازم است، در حاليکه درPCR قطعات خاصDNA از ژنومي پيچيده، ظرف چند ساعت بدست مي آيد.

▪ درPCRمقادير بسيار کمي ازDNAبراي تکثير موردنياز است درحاليکه در روشهاي استاندارد کلونينگ وتجزيه وتحليلهاي بيولوژي ملکولي به چند ميليون قطعه ازDNAاحتياج است.

▪ براي کلون کردن،DNAتا حد امکان بايد خالص باشد ولي برايPCR خلوصDNAاهميت زيادي ندارد

▪ تکثيرDNAدرPCRدر محيط عاري از سلول صورت مي گيرد ولي کلونينگ به سلولهاي زنده نياز دارد.

▪ يکي از مزايايPCR سرعت آن است پليمرازTaqمي تواند توالي هايي متجاوز از هزارجفت باز را در ظرف مدت کمتر از يک دقيقه تکثير نمايد.

▪ درPCRنيازي به جدا کردن قطعه مورد نظر از محل استقرارش در DNAنمي باشدحاليکه اين محدوديت در روشهاي کلونينگ وجود دارد.

● اصول و مبانيPCR

واکنش زنجيره پلي مراز مبتني بر تکثير آنزيمي قطعه اي ازDNA است که با استفاده ازآغازگر صورت مي گيرد. طول آغازگر بايستي به اندازهِ کافي بزرگ باشد تا تواليهاي مشابه به آنها درنواحي غير هدف يافت نگردد پرايمرها دو عمل را انجام مي دهند.اندازه قطعات تکثير شونده را مشخص مي کنند،محل ژني که بايد تکثير شود را مشخص مي کنند. بعد از اتصال آغازگر به مکملهاي خود در توالي هدف، انتهاي هيدروکسيل َ۳ آنها رو به سوي ناحيه هدف قرار مي گيرد.

PCR طي سه دورهِ متوالي واسرشت سازيرشتهِ الگو، اتصال آغازگر و بسط توسط آنزيم پلي مراز انجام مي گيرد.

در چرخه اول و دوم فرآوردهِ حاصل از بسط داراي طول مشخصي نيست. در چرخه سوم قطعاتي ساخته مي شود که طول آنها مشخص است از چرخهِ چهارم تکثير به صورت نمائي است

● پارامترهاي سيکلي

روشPCR بطوردستي (بوسيله حمام آبي) و هم بطور اتوماتيک و با ترموسايکلر صورت مي گيرد. ابتدا با حرارت ۹۰-۹۴(در۳۰ ثانيه) دو رشتهDNA از يکديگر جدا مي شود و سپس بامختصري برودتc ۳۰-۶۵بمدت (۳۰ثانيه) پرايمرها به مکملهاي خود درروي رشتهDNA متصل مي شوند وبه دنبال آن با رساندن دما به ۵۷-۷۰(۵-۲ دقيقه) شرايط براي گسترش پرايمرهاي چسبيده بوسيلهِ آنزيم تک پلي مراز فراهم مي شود.زمان شيب حرارتي يا زماني که درجه حرارت از مقداري به مقدار ديگر عوض مي شود بستگي به نوع دستگاه به کار برده شده دارد براي اطمينان از اينکه نمونه ها به درجه حرارت مورد نظر رسيده اند مدت زمان پرش حرارتي بوسيلهِاندازه گيري ترمومتر نمونه درطي يک آزمايش تکثيرانجام مي شود .گرماي غيرکافي درطي مرحله واسرشت يکي ازعلتهائي است که باعث شکست در واکنشPCR مي گردد

● استخراجDNA برايPCR

نقطهِ شروع بسياري از روشهاي بيولوژي مولکولي ضرورت جداسازيDNAبا کيفيت عالي است. معمولا کيفيتDNA با عواملي از قبيل عدم آلودگي ناشي ازRNA، پروتئين، ليپيد و سايرساختارهائي که براي آنزيمهاي برشي و پلي مرازها مزاحمت ايجاد مي کنند سنجيده مي شود. به علت بزرگ بودن اندازهِDNAومي در پستانداران، روشهاي استخراجDNA بايد حداقل استرس مکانيکي را در طي استخراج ايجاد نمايند. معمولإ روشهائي که در آنها چندين شوينده همچونSDS وtritonX۱۰۰ استفاده مي شود.

که نقش آنها ليز نمودن سلول و کمک به از بين بردن پروتئين متصل بهDNA مي باشد. پروتئين زدائي بيشتر از طريق پروتيئنازK صورت مي گيرد که اين ماده در بافر ليز کننده مورد استفاده قرار مي گيرد.اين آنزيم در حضورSDSدر دمايc ۵۶-۶۵ فعاليت دارد تحت اين شرايط پروتئين بهتر واسرشت مي شود برعکس در همين شرايط آنزيمهاي ديگر مثلDNAase دناتوره مي شود. متعاقب استفاده از پروتيئنازKاز ايزوپروپانول براي از بين بردن موِثر پروتئين ها استفاده مي شود و باقيمانده پروتئين و ليپيد نيز بطور موِثر از طريق کاربرد فنل و کلروفورم از بين مي رودآلودگيRNA از طريق تيمار کردن نمونه با RNAase از بين مي رود. در روشهاي ديگر بعد از پروتئينازK از نمک اشباع براي رفع آلودگي پروتئين استفاده مي شود در استخراجDNA از هپارين برايPCR بهتر است استفاده نشود چون هپارين از فعاليتTaq پلي مراز جلوگيري مي کند . وجودEDTAحداقلmM ۲در بافر استخراج باعث مي شود که کوانزيمهاي آنزيمAase DN باEDTAشلات شود و از تجزيه تصادفيDNA جلوگيري نمايد.

● تعداد سيکلPCR :

بعضي از راهنمايي ها براي تعداد سيکلها در مقابل غلظت الگوي آغازي چنين پيشنهاد شدهاست.

● طراحي آغازگر:

قواعد مشخصي براي اينکه بتوان با اطمينان يک جفت پرايمر موِثر را انتخاب کرد وجودندارد. در حال حاضر پرايمر بيش از هر عامل ديگري عامل موفقيت يا شکست در يک واکنش تکثيري است. بعضي قواعد راهنمايي هاي مفيدي را در مورد طراحي آغازگر مي کنند که ذيلاإ به آنهااشاره شده است.

▪ طول متوسط هر پرايمر بين ۱۸- ۳۰جفت باز پرايمر با طول کوچک اتصال غيراختصاصي را افزايش و پرايمر بزرگتر سرعت هيبريداسيون را کم مي کند

مقدارG-C دو پرايمر با هم مشابه بوده و حدود ۵۰-۶۰ درصد باشد.

▪ آغازگرها را بايد از نظر مکمل بودن با هم کنترل شوند.

ادامه مطلب
[ شنبه 31 اردیبهشت1390 ] [ 11:44 قبل از ظهر ] [ وحید ]

اين مقاله روشي براي سنتز ترکيبات لاستيک طبيعي (NR) است كه به صورت پراکنده داراي اتصالات عرضي و نانولوله هاي کربني است. واکنش نمونه هاي لاستيک طبيعي به تغييرات به عنوان تابعي از ميزان گوگرد استفاده شده براي اتصالات عرضي، بر مبناي چگالي عددي اتصالات عرضي در نتيجه فرايند ولکانش است.

طيف بيني رامان براي تشخيص انتقال عدد موج *D مربوط به نانولوله هاي کربني تک ديواره (SWNT) و ميزان گوگرد مصرفي به کار مي رود. مقايسه نتايج اندازه گيري هاي مکانيکي و اندازه گيري هاي طيف بيني رامان نشان مي دهد که نانولوله هاي کربني تک ديواره به عنوان حسگر هاي رامان به تراکم اتصالات عرضي در لاستيک طبيعي حساس هستند و مي توانند براي ارزيابي فرايند تشکيل اتصالات عرضي مواد لاستيکي مورد استفاده قرار بگيرند.

در حال حاضر کاربرد نانولوله ها در تقويت پليمرها باعث بهبود خواص گرمايي و الکتريکي مي شود. اگر چه ساخت کامپوزيت هاي لاستيکي همراه با نانولوله کربني تک ديواره هنوز با موانع فني متعددي روبه روست که بايد حل شود؛ در ميان اينها يکي از اصلي ترين مسائل مورد توجه پراکندگي نانولوله هاي کربني است.

امواج صوتي يکي از روش هاي پراکندگي مؤثر است. اگر چه امواج صوتي براي مدت طولاني و با قدرت زياد داراي آثار تخريبي است، يكي از روش هاي پراكندگي مؤثر است. با وجود اين مي توان از يک سطح بهينه از امواج صوتي (SONICATION) استفاده کرد. از موانع ديگر مي توان به گران بودن نانولوله هاي کربني تک ديواره اشاره کرد که البته ممكن است بهسازي خصيصه مکانيکي ترکيب ارزش اين هزينه كردن را نداشته باشد.

نانولوله هاي کربني تک ديواره ارزش استفاده در برخي کاربرد ها نظير حسگر کششي رامان، مواد انباره هيدروژن و ترکيبات خازني سطح بالا را دارند. طيف بيني رامان براي اثبات وجود نانولوله هاي کربني، تعيين قطر نانولوله ها، توزيع قطري بسته هاي نانولوله مورد استفاده قرار مي گيرد. نانولوله هاي کربني تک ديواره طيف رامان متمايزي دارند. در اين آزمايش بي نظمي پيک *D رامان تهييج شده مربوط به نانولوله هاي کربني که در محدوده ۲۵۰۰ تا۲۷۰۰ Cm ۱ قرار دارد، مورد بررسي قرار مي گيرد.

از نانولوله هاي کربني تک ديواره مي توان به عنوان حسگر فشار استفاده کرد.

پيک *D براي تشخيص کشش و انتقال در پليمر ها مورد استفاده قرار مي گيرد و به وسيله طيف بيني رامان تعيين کميت مي شود. اين نوع از کاربرد تنها به ميزان کمي از نانولوله هاي کربني کمتر از ۵/۰درصد وزني نياز دارد و حساسيت اندازه گيري مي تواند در مقياس بزرگ ماکرو و ميزان مولکولي باشد. نانولوله هاي کربني همچنين مي توانند در الاستومرها براي سنجش فشار هاي بينابيني مورد استفاده قرار گيرند. ويژگي هاي يک الاستومر ويژه با ماهيت اتصالات عرضي در شبکه مشخص مي شود. در حالي که هنوز گوگرد به مراتب مؤثرترين عامل ولکانش است افزودن ميزان کمي از تسريع کننده ها نه فقط فرايند ها را تسريع مي کند، بلکه کميت و نوع اتصالات عرضي شکل گرفته در ولکانش را نيز تعيين مي کند.

مطالعات مختلف در مورد اثر ساختار هاي اتصالا ت عرضي در ولکانش لاستيک با استفاده از گوگرد براي چندين دهه مورد بررسي قرار گرفته است. دانسيته تراکم اتصالات عرضي عامل مهمي است که بر ويژگي هاي فيزيکي شبکه الاستومري ولکانيزه شده تأثير مي گذارد. دانسيته تراکم يک شبکه اساساً به تعداد زنجيره ها، وزن مولکولي و نسبت گوگرد به شتاب دهنده بستگي دارد. چندين روش براي ارزيابي تراکم اتصالات عرضي وجود دارد. متورم کردن به وسيله يک حلال ارگانيک يکي از متداول ترين روش ها براي توصيف شبکه هاي الاستومر است.

اندازه گيري هاي تنش کرنش يکي از روش هاي غير مستقيم براي اندازه گيري ميزان تراکم اتصالات عرضي است. هدف اصلي اين روش ساخت کامپوزيت (SWNT/NR) ومقايسه ويژگي هاي مکانيکي کامپوزيت و لاستيک طبيعي خالص است. بعد از آن امکان استفاده از نانوحسگرهاي رامان براي توصيف شرايط ايجادلاستيک طبيعي با استفاده از ميزان هاي مختلفي از گوگرد بررسي مي شود. داده هاي تنش کرنش تک محوري براي تحليل تراکم اتصالات عرضي الاستومرهاي ولکانيزه شده استفاده مي شود و سپس از آن با نتيجه تحليل رامان مقايسه مي شود.

● روش تجربي

▪ ترکيبات لاستيک طبيعي و کامپوزيت

در دماي اتاق و در حلال تولوئن تهيه مي شود. مخلوط لاستيک طبيعي و تولوئن ابتدا تحت تأثير امواج صوتي قرار مي گيرد تا لاستيک طبيعي كاملاً حل شود. نانولوله هاي کربني تک ديواره در تولوئن را امواج صوتي پخش مي كنند. محلول نانولوله هاي کربني /تولوئن به همراه اکسيد روي و استئاريک اسيد وسيکلو هگزيل بنزو تيازول سولفوناميد (CBS) به محلول لاستيک طبيعي /تولوئن اضافه شده و تحت تأثير امواج صوتي قرار مي گيرد تا به صورت محلو ل همگن درآيد، سپس محلول حاصل به ۱۵ قسمت مساوي تقسيم مي شود و مقادير مختلف گوگرد از صفر تا ۶۰ ميلي گرم به اين قسمت ها اضافه مي شود.

تمام محلول ها به خوبي تکان داده مي شوند تا زماني که گوگرد به خوبي در محلول پراکنده شود، پس از آن براي مدت يک شبانه روز در زير هود باقي مي ماند. بعد از تبخير کامل تولوئن نمونه هاي کامپوزيت در زير پرس گرم در دماي۱۶۰ درجه سانتيگراد براي مدت زمان ۱۵ دقيقه تحت فشار ۵۰۰ كيلو پاسكال قرار گرفته و فيلم نازکي از کامپوزيت با ضخامتي حدود ۳/۰ ميلي متر به دست مي آيد. نمونه هاي لاستيک طبيعي نيز طبق روش بالا به طور دقيق و بدون افزودن نانولوله هاي کربني آماده مي شود. تمام نمونه ها به صورت نوار هاي باريکي با عرض چهار ميلي متر و طول ۱۵ ميلي متر و ضخامت ۳/۰ميلي متر براي تست کشش برش داده مي شوند. خصوصيات مکانيکي نمونه هاي لاستيک طبيعي و نانولوله هاي کربني تک ديواره در دماي اتاق را دستگاه مکانيکي ديناميک آناليزي در حالت استاتيک و با سرعت تخريب شش ميلي متر بر دقيقه اندازه گيري ميكند و در پايان سه نمونه براي هر مورد آماده و مورد آزمايش قرارمي گيرد. منحني تنش کرنش و مدول کشساني مطابق با نسبت ۵۰ درصد افزايش طول به حالت اوليه براي نمونه ها، مورد محاسبه قرار مي گيرد. در اين آزمايش نور ليزر ۷۸۵ نانومتر به عنوان نقطه نوراني بر سطح نمونه به ضخامت دو ميكرو متر تابيده مي شود.



ادامه مطلب
[ شنبه 31 اردیبهشت1390 ] [ 11:34 قبل از ظهر ] [ وحید ]
اگه دنبال یه سری عکس جالب و جدید از دنیای شیمی هستید این پایین رو ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب 

[ چهارشنبه 10 فروردین1390 ] [ 7:10 بعد از ظهر ] [ وحید ]
گروه امتحاني شماره پاسخنامه نوع دفترچه کد دفترچه نام رشته امتحاني کد رشته امتحاني
علوم پايه 1 A  --- مجموعه شيمي 1203


گزينه صحيح شماره سوال   گزينه صحيح شماره سوال   گزينه صحيح شماره سوال   گزينه صحيح شماره سوال
4 76 3 51 1 26 2 1
4 77 2 52 1 27 4 2
1 78 2 53 1 28 3 3
3 79 1 54 2 29 3 4
3 80 3 55 4 30 1 5
3 81 3 56 2 31 2 6
3 82 4 57 3 32 1 7
4 83 4 58 1 33 4 8
2 84 4 59 1 34 1 9
2 85 3 60 4 35 2 10
4 86 2 61 1 36 3 11
1 87 1 62 4 37 3 12
2 88 1 63 3 38 2 13
4 89 4 64 3 39 4 14
1 90 2 65 2 40 1 15
1 91 3 66 2 41 3 16
4 92 1 67 2 42 4 17
3 93 2 68 3 43 2 18
2 94 1 69 4 44 2 19
1 95 3 70 3 45 3 20
2 96 4 71 1 46 4 21
3 97 4 72 2 47 1 22
4 98 2 73 4 48 4 23
4 99 1 74 4 49 3 24
1 100 1 75 1 50 2 25


گزينه صحيح شماره سوال   گزينه صحيح شماره سوال   گزينه صحيح شماره سوال   گزينه صحيح شماره سوال
191 2 161 1 131 3 101
192 3 162 3 132 2 102
193 3 163 2 133 3 103
194 1 164 3 134 2 104
195 1 165 1 135 1 105
196 2 166 4 136 3 106
197 3 167 3 137 4 107
198 4 168 3 138 3 108
199 1 169 3 139 1 109
200 4 170 1 140 4 110
201 2 171 4 141 2 111
202 2 172 3 142 2 112
203 3 173 2 143 4 113
204 4 174 2 144 2 114
205 4 175 4 145 1 115
206 3 176 2 146 3 116
207 2 177 2 147 2 117
208 1 178 1 148 4 118
209 3 179 4 149 3 119
210 1 180 3 150 1 120
211 181 3 151 4 121
212 182 4 152 2 122
213 183 1 153 1 123
214 184 4 154 1 124
215 185 3 155 1 125
216 186 2 156 3 126
217 187 4 157 4 127
218 188 1 158 2 128
219 189 1 159 2 129
220 190 2 160 4 130
[ شنبه 21 اسفند1389 ] [ 8:51 بعد از ظهر ] [ وحید ]

 

 

 

 

فرآيند توليد پودر كريستال ملامين

َ

تاريخچه كوتاه ملامين در جهان و ايران

كريستال ملامين در سال 1834 براي اولين بار در جهان كشف گرديد، اما حدود يكصد سال توليد اين محصول مورد توجه مراكز اقتصادي واقع نگرديد. در سال 1920 در آمريكا از كريستال ملامين رزين ملامين فرمالدئيد توليد گرديد و ده سال بعد با برپايي واحدهاي صنعتي انواع چسب‌هاي رزين فرمالدئيد وارد بازار جهاني گرديد .

با توجه به خواص فيزيكي و شيميايي كريستال ملامين كه مقاومت مكانيكي بالا، غير قابل اشتعال بودن، مقاومت در برابر انتقال حرارت،‌ ضد آب و خورندگي بودن از جمله آنها مي‌باشد، امروز در صنايع مختلف نظير صــــنايع چوب، نساجـي، كاغذ، چرم‌سازي و ساخت طروف و خاموش كننده هاي آتش و غيره كاربردهاي فراواني پيدا كرده است و تقريبا همه ساله بر نياز مصرف اين محصول افزوده مي‌شود.

مجتمع پتروشيمي اروميه اولين واحد توليد ملامين در ايران است، كه پس از 29 سال تلاش براي اخذ تكنولوژي آن از كشور چين در تابستان 1374 وارد مرحله بهره برداري شد و با راه‌اندازي اين مجتمع و رسيدن به ظرفيت اسمي 3000 تن در سال حدود نيمي (% 50) از نياز هاي كشور بر طرف و از واردات آن كاسته شد. و هم اكنون با اجراي پروژه افزايش توليد ملامين ظرفيت اسمي توليد ملامين از 3000 به 4000 تن در سال خواهد رسيد .

در ميان روش‌هاي توليد ملامين روش BASFآلمان كه روش توليد چين نيز مشابه آن است و با فشار پايين كار مي‌كند داراي امتيازاتي از قبيل توليد آسان، تجهيزات نسبتاً ساده و كم خرج ، سرمايه‌گذاري كم و در حين حال محصول نسبتاً خوب مي‌باشد كه با اعمال تغييرات در فرآيند و ارتقاء كيفيت ملامين توليدي توسط كارشناسان ايراني هم اكنون پودر كريستال ملامين اروميه با وجود رقباي اروپايي با استقبال بين المللي مواجه شده است .


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 6 آبان1389 ] [ 7:13 بعد از ظهر ] [ وحید ]

خطرحریق و انفجار آمونیاک:

گاز آمونیاک معمولاًخطر اشتعال ندارد و به ندرت مشتعل می شود زیرا مخلوط آمونیاک

و هوا به سختی باعث احتراق می گردد و احتراق این گاز نیازمند غلظتهای بالایی از

آن می باشد. حد پایین انفجار این گاز (LEL)16%حجمی و حد بالای انفجار(UEL) 25%

حجمی می باشد. وجود روغن و نفت در محیط حد پایین انفجار را به 8%حجمی

کاهش می دهد . ظروف تحت فشار آمونیاک در صورتی که در مجاورت گرما قرار گیرند

منفجر می شوند . در هنگام بروز انفجار مخازن آمونیاک گاز خطرناک هیدروژن و

نیتروژن آزاد می گردد.

مواد خاموش کننده و اطفاء حریق:در آتش سوزیهای کوچک از دی اکسید

کربن (CO2) و پودر شیمیایی استفاده کنید اما در آتش سوزیهای بزرگ از فوم جهت

خاموش کردن آتش و از آب جهت رقیق کردن بخارات آمونیاک ،خنک کردن و حفاظت از ت

جهیزات و نفرات استفاده کنید.هیچ وقت از دی اکسید کربن (CO2)جهت اطفاء حریق

کاربامات استفاده نکنید.

پایداری و واکنش پذیری:آمونیاک در حالت عادی پایدار است اما با مواد اکسید کننده و

اسیدها ی قوی واکنش می دهد،در دمای 450تا 500درجه سانتیگراد به هیدروژن و

نیتروژن تبدیل می گردد. تماس آمونیاک با کلر،برم،ید و هیپوکلریت باعث انفجار و آتش

سوزی می گردد. در واکنش با اکثر اسیدها هنگام خنثی شدن تولید گرمای زیادی

می کند. آمونیاک در هنگام تماس با بخارات اسیدنیتریک مشتعل می شود. درمجاورت

با جرقه های الکتریکی به نیتروژن،اکسیدهای نیتروژن و گاز قابل اشتعال هیدروژن

تجزیه می شود. در تماس با کلرین تولید گاز خطرناک کلروآمین می کند. آمونیاک باعث

خوردگی مس،برنج،برنز و فولاد گالوانیزه می شود.

[ پنجشنبه 6 آبان1389 ] [ 6:26 بعد از ظهر ] [ وحید ]
 

ماهيت ماده :

نام ماده شيميايي- اوره

نامهاي مترادف – كارباميد ، كارباميديك اسيد ، كاربونيل دي آميد ،ايزو اوره

خانواده هاي شيميايي :

آلفاتيك آميد ، كربوكسي آميد آلفاتيك ، آلفاتيك دي آميد ،آميد كربونيك اسيد

وزن مولكولي : 06/60

فرم.ل شيميايي: C-H4-N2-O

مشخصات فيزيكي وشيميايي:

حالت فيزيكي – جامد

شكل فيزيكي – كريستال ، پودر يا گلوله مانند

رنگ- سفيد

بو- وقتي در مجاورت رطوبت قرار يرد كمي بوي آمونياك ميدهد

PH – 2/7 (محلول 10% اوره در آب)

حلاليت در آب : حلاليت بسيار با لايي دارد . (‌mg 6/51 در g100يا mg100در ml 100 آب 20در جه )

حلاليت در حلالهاي آلي : در اتانول ، متانول و گليسرين قابليت انحلال بالايي دارد ، در اسيد سيتريك ، پريميدين و اسيد هيدرو كلريك حل ميشود . در اكثر

مواقع در كلروفرم و در اتيل اتر حل نمي شود ودر بنزين غير قابل حل است .

وزن مخصوص /دانتسيته: 335/1 در 20درجه سانتيگراد

LEL: مشخص نشده است

UEL:

دماي خود آتش گيري: اطلاعاتي در دسترس نمي با شد

خطرات اوره:

خطرات آتش گيري :

اوره در اكثر مواقع پايدار است و تجزيه نمي شود . گردو غبار اين ماده غير قابل انفجار است .گردو غبار آن مي تواند در دماهاي بسار بالا بسوزد ولي سبب انفجار نمي شود .

نحوه اطفاء حريق :

اين ماده تجزيه نمي شود . از موادي استفاده شود كه اين نوع حريق را احاطه مي كند .در هنگام سوختن

اين ماده ممكن است گاز محرك وسمي اكسد نيتروژن وآمونياك آزاد شود .

خطرات بهداشتي :

تماس با چشم : مطا لعات بر روي حيوانات نشان داده است كه تماس با اين ماده سبب تحريكات معتدل وشديد چشم مي شود . محلول 10% اين ماده در روز متمادي به مدت يكسال تحريك و مشكلي در چشم انسان بوجود نياورده است . ايم ماده سبب تحريك وورم ملتحمه چشم شود .

تماس با پوست :پودر ومحلول اين ماده سبب تحريك وصدمه به پوست نمي شود .اما ممكن است باعث تحريكات پوستي شود بخصوص موقعي كه اين ماده به صورت نمدار است . تماسهاي مكررو طولاني مدت با اين ماده ممكن است منجر به درماتيت پوستي شود.

بلعيدن وخوردن : خوردن تصادفي كود اوره (محلول 98%) سبب تهوع ،استفراغ شديد، تهييج وبيهوشي مي شود .

تنفس : اوره بصورت بخار وجود ندارد . اطلاعاتي در مورد استنشاق وتاثيرات اين ماده توسط انسان ها و حيوانات گزارش نشده است . مقادير زياد گردو غبار وميست اين ماده سبب تحريكات بيني وگلو همراه با

زخم گلو ، سرفه ، عطسه وكوتاهي تنفس مي شود

كمكهاي اوليه :

تماس با چشم : به مصدوم اجازه ندهيد چشمهايش را

را بمالد .چشم را به مدت چند دقيقه شستشو دهيد .مصدوم مي بايست چشمهايش را به اطراف بچرخاند تا آلودگي خارج شود . در صورتيكه آلودگي بر طرف نشد چشمها را به مدت 5 دقيقه با اب شسشته ، به پزشك مراجعه كنيد .

تماس با پوست : سريعا" موضع آلوده را به مدت 20 دقيقه با آب ولرم شستشو داده تا آلودگي بر طرف شود .

بلعيدن و خوردن : هرگز به فرد بيهوش چيزي نخورانيد . در صورت هوشياري دهان فرد را با اب تميز شستشو داده و فقرد را وادار به استفراق نكنيد . به فرد هوشيار 240تا300ميلي ليتر آب بخورانيد . اگر استفراغ به صورت طبيعي اتفاق افتاد دوباره به فرد آب داده وبه پزشك مراجعه شود .

تنفس :اگر علايم نمايان شد فرد مصدوم رتا به هواي آزاد منتقل نموده و سپس به پزشك مراجعه شود .

احتياطهاي شخصي :

حفاظت از پوست : سدستكش هاي مقاوم در برابر

مواد شيميايي ، لباسهاي آستين بلند و شلوار يا لباسهاي سراسري مقاوم در برار اين مواد استفاده شود .

حفاظت از چشم : گوگل ايمني مخصوص مواد شيميايي استفاده شود . در هنگام كار با اوره نمدار استفاده از حفاظ صورت ضروري است .

حفاظت تنفسي : از سيستمهاي تنفسي NIOSH بر عليه گردو غبار استفاده شود . نوع سيستم تنفسي بستگي به مقدار غلظت ماده ونوع تماس با اين ماده دارد .

حدود تماس شغلي :

حد استانه مجاز : 10 ميلي گرم در متر مكعب

3 ميلي گرم در متر مكعب

 

 

[ یکشنبه 2 آبان1389 ] [ 4:41 بعد از ظهر ] [ وحید ]
درباره وبلاگ

سلام دوستان این وبلاگ سعی در ارائه بهترین ها و مطالب علمی روز بخصوص علم شیمی برای دانشجویان و دانش آموختگان و داره.با نظرات و فایل های ارسالی خودتون در بهتر شدن این برگ زرین سهیم باشید